حکمتی دیگر
تقریراتی پیرامون فرهنگ و سیاست

"بازخوانی راهبرد تقویت مشروعیت و قدرت دوگانه

بر علیه ایران و جهان  اسلام"

مظفر نامدار

 

جهان در چرخۀ دگرگونی ها

جهان آبستن تحولات جدیدی است و گویی پا به عصری نو در سیاست های جهانی نزدیک می شویم. ارزش های عام غربی که می گفتند غیر قابل تردید و تغییر هستند، در موقعیت متزلزلی قرار گرفته اند و مردم در حوزۀ سیاست، فرهنگ و اقتصاد پا در کسب اولویت های جدید می گذارند و نسبت به وضع موجود تردید کرده و موضعی کاملا تهاجمی به این اوضاع اتخاذ کرده اند. این تردید که در اواخر قرن بیستم با انقلاب اسلامی آغاز شد اکنون دامنه آن نه تنها جهان اسلام بلکه مناطق امن نظام سرمایه داری در اروپا و آمریکا را نیز دچاربحران کرده است. جنبش های بیداری اسلامی در تونس، مصر، لیبی، بحرین، عربستان، اردن و دیگر کشورهایی که هنوز با حمایت های غرب بر اساس نظام قبیله ای و شیخوخیت اداره می شوند، شیرزاۀ این رژیم ها را سست نموده است. جنبش مردمی تسخیر وال استریت، نماد جهانی نظام سرمایه داری؛ در قلب آمریکا اذهان جهانیان را به خود مشغول کرده است و گسترش دامنه این جنبش در انگلیس، فرانسه، ایتالیا، یونان و بعضی از کشورهای دیگرنشان دهندۀ پوسیدگی نظام سرمایه داری و فلسفه لیبرال دموکراسی است.


ادامه مطلب
[ ٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]
[ ٢٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

آورده اند  به فردی پیشنهاد ریاست فدراسیون شطرنج را دادند.

گفت : به شرطی قبول می کنم که 5 قانون جدید شطرنج مرا نیز بپذیرید.

چون در شهر قحط الرجال بود گفتند : به جهنم پذیرفتیم این قوانین تو چیست بگو تا به

قوانین موجود اضافه کنیم.

گفت :

1- فیل نمی تواند اسب رو بزنه

2- خرهم بازیه

3- هیچکس نمی تونه خر رو بزنه

4- خر می تونه همه رو بزنه

5- اصلا خر شاهه

این حکایت شبیه حکایت پژوهشگاهی است که قرار است پرچمداری ارتقاء علوم

انسانی را در دست داشته باشد. شما را بخدا به این حکم توجه کنید :

 

جناب آقای دکتر رامین خانبگی

عضو محترم هیات علمی سابق پژوهشگاه

به استناد بند 3 ماده 8 قانون مقررات انتظامی اعضای هیات علمی و با توجه به رای

جلسه مورخ 20/7/90 با شماره 116/ب/ه مورخ 24/7/90 هیات بدوی رسیدگی به

تخلفات انتظامی اعضای هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، در

 زمانی که عضویت پیمانی هیات علمی این پژوهشگاه را داشتید با درج در پرونده

استخدامی توبیخ می شوید.

 

حمید رضا آیت اللهی

رییس پژوهشگاه

تاریخ 2/8/90

شماره نامه : 246/8

 

حالا این آقای خانبگی کیه ؟ این آقای خانبگی همان کسی است که در تاریخ مرداد

1390 به استناد استعلام خرداد 1390 از 28 اسفند 1389 !!!به جرم عدم تایید قرار داد با

بستگان درجه یک توسط مسئولان پژوهشگاه به بهانه تدریس در دانشگاه آزاد از

 پژوهشگاه اخراج گردید و اینها دیدند که یحتمل اخراج غیر قانونی ایشان از طریق مراجع

قانونی ابطال خواهد شد شروع به پرونده سازی احمقانه برای وی کردند

آقایان مسئولان وزارت علوم ، وزیر محترم ، معاونت های محترم آیا روا است بیش از این

 خود را به خواب بزنید و منتظر باشید تا قوانین عجیب و غریب دیگری از این معجزه ها

صادر شود؟

خدایا در باره اینها به همان شیوه ای داوری کن که اینها درباره دیگران کردند و به همان

میزانی به اینها فرصت بده که اینها به دیگران فرصت دادند.

[ ۱٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

«مقدس‌مآبی، نوحجتیه‌ها، ‌مکتب‌ایران‌ و حزب قاعدین مدرن»

دکتر مظفر نامدار[1]

پیوند تاریخی مقدس‌مآبی و جریان‌های انحرافی

عنوان این مقاله را در وسیع‌ترین معنای ممکن می‌توان مترادف با تاریخ دین با توجه به تجربه‌های ذهنی و عینی فرقه‌گرایی در مذاهب دانست.‌ اما مگر می‌توان همه این تاریخ را به تجربه درآورد؟ در این مقاله تلاش می کنم از بنیادهای تاریخیِ باورهایی سخن بگویم که در تداوم جریان‌های انحرافی در تاریخ معاصر ایران علی‌الخصوص انقلاب کبیر اسلامی نقش داشته است. عناوین خاصی که برای شرح این جریان انتخاب کردم به جهت محدودیت‌های جبری دانش نویسنده و مقاله‌نویسی و همچنین فایده و اهمیت عمومی آنها در نشان دادن فراز و فرودهای این جریان انحرافی است.



[1]. سردبیر و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی


ادامه مطلب
[ ٦ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

 

بلبل به باغ و جغد به ویرانه تاخته 

 هر کس بقدر همت خود لانه ساخته

از خفیه نویس ارشد بلاد محروسۀ ایران میرزا راپورتچی غفرالله ذنبه

به  رعیت مغضوبۀ  " نجوهیچگاه " ( پژوهشگاه ) آمیز مظفر نامدار طالشانی کثرالله امثاله

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              


ادامه مطلب
[ ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۳:۱٠ ‎ق.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

حقه بازی، دروغ و عوامفریبی  تا کی؟

 


ادامه مطلب
[ ٢٥ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

در گفتگوی دکتر مظفر نامدار با رسالت مطرح شد:

 


ادامه مطلب
[ ۱۱ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

گر زچشم همه خلق بیفتم سهل است

تو مینداز که مخذول تو را ناصر نیست

 


ادامه مطلب
[ ۱٩ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٥:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

به زودی مستندات مربوط به درگیری هایی که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بین اساتید متدین و معتقد به نظام جمهوری اسلام و رییس پژوهشگاه ایجاد شده است را برای روشن شدن اصل ماجرا روی این پایگاه خواهم گذاشت. تا شاید مسئولان این مملکت که سرنوشت صدها جوان مظلوم این مرز و بوم را بدست چنین مدیرانی می سپارند درس عبرت بگیرند و نگذارند نا آشنایان آشنا با پیشانی های پینه بسته مجددا نسل جدیدی از نفاق جدید و ضد انقلاب را در دانشگاه های کشور ساماندهی نمایند.

[ ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٥:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

درس گفتارهای ولایت فقیه امام خمینی در سال 1348

 و سند قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال 1354 !!

مظفر نامدار

پیروزی انقلاب اسلامی در1357 در ایران و تاسیس  نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، آغاز عصر تازه‌ای را در حوزة تفکرات اجتماعی،‌ دگرگونی‌های‌ سیاسی و تغییرات فرهنگی رقم زد که با هیچ دورة دیگری در تاریخ، قابل مقایسه نیست. انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی نخستین دوره‌ای است که بر خلاف تحولات دوران معاصر و همچنین دگرگونی‌های گذشته؛ حقانیت،‌ مرجعیت و مشروعیت خود را نه از تفکرات غربی و نه از اندیشه‌های اجتماعی و تاریخی، بلکه از اسلام می‌گیرد و نسبت به تمامی ایدئولوژی‌های بشری که ارادة معطوف به قدرت دارند، اراده معطوف به آزادی،‌ عدالت،‌ معنویت و عقلانیت برای بشر دارد. فکر اجتماعی اسلامی،‌ که امام خمینی آن را در شرایط عصر حاضر حیات دوباره ای بخشید؛ آنگونه که در سراسر تاریخ خود نشان داده است، بیش از هر چیز، تولیدات فکری و فرهنگی خود را بر سه بعد اصلی زندگی اجتماعی متمرکز ساخته بود :

1ـ اخلاقی، عقلی و شرعی کردن سیاست و قدرت سیاسی

2ـ اخلاقی و اسلامی کردن نهادها و روابط اجتماعی

3ـ پرداختن به الگوهای گوناگون تحقق عدالت اجتماعی در فرهنگ اسلامی

 


ادامه مطلب
[ ۱ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٦:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

رویارویی ژئوکالچر انقلاب اسلامی با ژئوپلتیک غرب در

 جنبش های اسلامی معاصر

تحولات عمیقی در جهان اسلام در حال وقوع است همه آنهایی که نظاره گر این تحولات هستند با سوالات متضاد و متنوعی روبرو می باشند:

آیا آنچه در جهان اسلام در حال وقوع است دگرگونی از جنس انقلاب اسلامی و تحت تاثیر ایدئولوژی آن است یا آن گونه که عده ای می گویند این تحولات ماهیت ایدئولوژیک ندارد بلکه بین ایدئولوژی ها ایستاده و فقط خواهان آزادی و دموکراسی است؟

آیا نیروهای عمل کننده در جنبش های جهان اسلام تحت تاثیر قدرت مذهبی، خواستار دگرگونی هستند یا نیروهای سومی که نه با انقلاب اسلامی میانه خوبی دارند و نه با رژیم های دیکتاتوری حاکم بر این کشورها سرسازگاری دارند رهبری این دگرگونی ها را به عهده دارند؟

آیا دورۀ جنبش های اعتقادی و مذهبی و ایدئولوژیکی بسر آمده است و اکنون جهان با یک چرخش پارادایمی روبرو است؟ پارادایمی که بزعم عده ای، بعد از شکست سوسیالیسم در جهان اسلام حضور نداشت و همین غیبت باعث پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شد؟

آیا انقلاب اسلامی در پارادایم خاصی رخ داده است که این پارادایم در جنبش های اخیر کشورهای اسلامی وجود ندارد ؟

آیا انقلاب اسلامی توانایی باز تولید خود را در جهان اسلام از دست داده است و نمی توان فصل مشترکی بین جنبش های اخیر جهان اسلام و انقلاب اسلامی بدست آورد؟

تحولات کشورهای اسلامی چه نسبتی با نظریۀ خاورمیانۀ جدید که پس از یازده سپتامبر 2001 در سرلوحۀ بسط سیاست های ژئوپلتیکی غرب قرار گرفت، دارد؟

چرا تحولات دنیای اسلام در این زمان اتفاق افتاد و چرا در سه دهه گذشته که انقلاب اسلامی با ساقط کردن یک نظام استبدادی پادشاهی نظم و ثبات جوامع اسلامی را بهم ریخت و شور اسلامی خاصی برای بیداری در جهان اسلام برانگیخت اتفاق نیفتاد؟

آیا جنبش های جاری در جهان اسلام به معنای زوال امپراتوری غرب و رویارویی با ژئوپلتیک غرب در کشورهای اسلامی است یا غربی ها با بهره گیری از نظریۀ زیست مسلمانی و تئوری   " اسلام و مسلمانان میانه " با سوار شدن بر این جنبش ها ضمن متوقف کردن گرایش های بیداری اسلامی در جهان اسلام به بسط و تثبیت ژئوپلتیک غرب می پردازند؟

آیا رضایت غرب به  "سکولاریسم حداقلی "در جهان اسلام علی الخصوص ترکیه و الجزایرو... در دو دهه اخیر و عدول از سیاست های  "سکولاریسم  حداکثری " که در دو قرن گذشته تمام برنامه های ژئوپلتیکی غرب را بخود اختصاص داده بود، بخشی از این چرخش پارادایمی است؟

آیا اتفاقات جاری جهان اسلام نتیجۀ ادامه پنهان جنبش های اسلامی در دو قرن اخیر است که اغلب کشورهای اسلامی را فراگرفته بود و تظاهر محلی این جنبش ها در قالب : جنبش های سلفیه، جنبش های اصلاح طلبی، جنبش های مهدی گرایی، جنبش های تجدید خلافت اسلامی، جنبش های نوگرایی دینی، جنبش های ناسیونالیستی و... به مقابله با گفتمان ژئوپلتیکی غرب و غربگرایی آمد؟

 


ادامه مطلب
[ ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

از موج اول انقلاب اسلامی تا انقلاب سوم

دهه بصیرت در چشم انداز حماسه 9 دی و قیام 19 دی

 


ادامه مطلب
[ ٢٦ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

آیت‌الله محمد یزدی در هفته‌نامه پنجره شماره63 مورخ 17 مهر 89 مطالبی پیرامون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مرجعیت امام خمینی(س) مطرح کردند که به نظر می‌رسد از نظر دقت تاریخی و انطباق با نهضت امام خمینی(س) از چند جهت مورد مناقشه و قابل پژوهش باشد. ایشان فرمودند:

یکی دیگر از کارهای بسیار مهم جامعه مدرسین در قبل از پیروزی انقلاب، اعلام مرجعیت حضرت امام بود. وقتی عوامل رژیم، امام(رحمت‌الله‌علیه) را دستگیر کردند ایشان عنوان مرجعیت نداشتند و بر اساس قانون اساسی مشروطه، مراجع دارای مصونیت بودند. برای همین جامعه مدرسین بلافاصله، با توجه به صلاحیت حضرت امام، در اطلاعیه‌ای اعلام کردند که امام خمینی... جزو مراجع تقلید هستند و با این کار دست ساواک را برای هرگونه تعرض به جان امام بستند.[1]

ملت شریف ایران می‌داند که مرکز خلاقة فکری انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم است. حل مسائلی که ایران در دوران معاصر با آن درگیر بود نیاز به کوشش‌های تئوریک با استفاده از سرمایه‌های اسلامی و ملی داشت. هیچ جریانی در دوران معاصر امکان و استعداد چنین کوششی را با تکیه بر چنین سرمایه‌ای جز حوزه‌های علمیه و روحانیت شیعه نداشت.

در حوزه‌های علمیه ایران احتیاج به تغییر و تحول در مطالبات یک‌صد ساله مردم مظلوم ایران از هرجای دیگری عمیق‌تر ظهور کرد. اندیشه‌های سیاسی در ایران طی یک‌صد سالی که به انقلاب اسلامی منتهی شد فقط به قانونی کردن استبداد و مادام‌العمر کردن سلطنت در یک خانواده قناعت ورزید. حتی به حق می‌توان گفت استبدادی که نظام مشروطه سلطنتی بر ملت ایران تحمیل کرد به مراتب سیاه‌تر از استبداد قاجاری بود. در افکار و اندیشه‌های مشروطه‌خواهان مطالب تازه‌ای وجود نداشت. آنچه بیشتر جلب توجه می‌کرد تمایلات خردگریزانه آنها به غرب، حمایت از استبداد و توجیه حضور استعمار در غارت ثروت ملی، انعقاد قراردادهای استعماری و خدشه‌دار کردن استقلال ایران بود.

 


[1] . هفته‌نامه پنجره، سال دوم، شماره 63، شنبه 17 مهرماه 1389، ص 21.


ادامه مطلب
[ ۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٥:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

هر درونی که خیال اندیش شد‌‌

‌‌چون دلیل آری، خیالش بیش شد

مولانا

مانیفست جمهوری ایرانی در مواجهه با جمهوری اسلامی

آیا مکتب ایران، از فروپاشی جریان‌های کهنه چپ و راست زاده شد؟ همچنان که جمهوری ایرانی تلاشی است برای بازسازی گرایش های فرسوده ای که با انقلاب اسلامی از حافظه تاریخی ملت ایران پاک شده بود؟ آیا مکتب ایران متافیزیک جمهوری ایرانی و مانیفست چپ و راست در مواجهه با جمهوری اسلامی در دهه چهارم انقلاب اسلامی است؟

چرا این ایدئولوژی متعاقب مفهوم جمهوری ایرانی در فتنه های بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری مطرح شد؟

چرا این مفهوم مانند اکثر ایدئولوژی ها و احزاب و جریان های سیاسی تاریخ معاصر ایران در دل ساختار قدرت زاده شد؟

 آیا این نظریه، نظریه جدید قدرت در دهه های آینده است؟ همانطوریکه اصلاحات، سازندگی و جامعه مدنی و امثال آن نظریه کسب، حفظ و بسط قدرت در دولت های گذشته بود. آیا تولد این نظریه در دل قدرت به معنای آن است که توان علمی و دینی برای اثبات خود ندارد و ناچار است از قدرت ارتزاق کند؟

آنهایی که می گویند باید درباره این نظریه ها و ایده ها مناظره علمی کرد باید به این سوال پاسخ دهند که مناظره علمی با مبشران ایدئولوژی هایی که از موضع قدرت سخن می گویند و گوینده خود را در برج عاج قدرت می بیند چگونه امکان دارد؟ اصلا این نظریه چقدر استعداد بازگشایی فضای علمی دارد و نظریه پرداران چنین نظریه های چه شانی از علم دارند و این شان در کجا بروز و ظهور داشته است؟ چرا مجامع علمی به نظریه هایی که از دل ساختار قدرت پیدا می شوند و نظریه پردازان آن نیز کارگزاران  سیاسی می باشند باید توجه کنند؟ وجوه ارتباط چنین بحث هایی با کارگزاران سیاسی چیست؟

 


ادامه مطلب
[ ۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

 غلبه فراروایت ها بر روایت ها ؛

 معضل تاریخ نگاری معاصر ایران

موضوع کلی مد نظر برای این گفت وگو آن هم به مناسبت این ایام بحث مشروطیت است ، اما مسلما با این گستردگی موضوعات در این حوزه ناگزیریم که یک نقطه عزیمت را برای شروع بحث انتخاب کنیم، از همین رو پیشنهاد می کنم با رویکرد ساختار شکنانه ای هم که از شما در ارائه مباحث سراغ داریم، صحبت را از نقد و آسیب شناسی تاریخ نگاری معاصر آغاز کنیم.

- بسم الله الرحمن الرحیم. معضل تاریخ نگاری در کشور طی 200 سال اخیر یک مسئله پیچیده ای شده به این دلیل که در تاریخ نگاری معاصر ایران ، فراروایت ها بر روایت ها غلبه ای جدی دارد و این یکی از بزرگترین معضلات این تاریخ نگاری است .
ما در تاریخ با دو مسئله سرو کار داریم:

 1- رخدادها

 2- درکی که انسان با گرایش ها ، انگیزش ها و بینش های متعدد از رخدادها دارد وبر همان مبنا تفسیر خاص خود را از آن رخداد ارائه می دهد.
تاریخ را به دو شکل می شود فهمید و بر مبنای همین دو گونه فهم هم ، به دو شکل می شود تاریخ نگاری کرد. یک بار تاریخ را تنها ذکر رخدادها می دانیم و مورخ کسی است که فقط رخدادها را بیان کند بدون هیچ گونه داوری.


ادامه مطلب
[ ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

گفتگو ی وطن امروز با دکتر نامدار

دکتر مظفر نامدار متولد 1335 در شهر رشت است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1362در رشته علوم سیاسی در دانشگاه تهران آغاز کرد اما به علت جنگ تحمیلی و حضور 45 ماهه در جنگ دوره کارشناسی او تا سال 1367 به طول انجامید. نامدار مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را از دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگاه علوم انسانی با گرایش اندیشه‌ها و نظریه‌های سیاسی دریافت کرد. وی به گفته خود افتخار دارد که از خانواده شهداست و تنها برادرش به فیض شهادت نائل آمده. از دکتر نامدار تا به حال چندین اثر به چاپ رسیده است.

 

با یک جمله از خود شما که بالای وبلاگتان نوشته‌اید، شروع می‌کنیم: «این پایگاه تحت سیطره گفتمان‌های رسمی غرب در حوزه سیاست و مطالعات فرهنگی و اجتماعی نیست بنابراین برای کسانی که جرات تردید در این گفتمان‌ها را ندارند قابل استفاده نیست»، 2 واژه گفتمان‌های رسمی و جرات تردید را بیشتر برای ما تشریح کنید. چه کسی را می‌توان مهم‌ترین مصداق جرات تردید در این گفتمان غالب مطرح کرد؟

با یک جمله از خود شما که بالای وبلاگتان نوشته‌اید، شروع می‌کنیم: «این پایگاه تحت سیطره گفتمان‌های رسمی غرب در حوزه سیاست و مطالعات فرهنگی و اجتماعی نیست بنابراین برای کسانی که جرات تردید در این گفتمان‌ها را ندارند قابل استفاده نیست»، 2 واژه گفتمان‌های رسمی و جرات تردید را بیشتر برای ما تشریح کنید. چه کسی را می‌توان مهم‌ترین مصداق جرات تردید در این گفتمان غالب مطرح کرد؟

http://www.jangnarm.com/index.aspx?siteid=51&pageid=3129&newsview=11949 


ادامه مطلب
[ ٢٩ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

اصلاح طلبی ازوفاداری تا اعتراض وخروج از انقلاب و نظام !

در هر نظام سیاسی و اجتماعی افراد، جریانها، احزاب، سازمان ها و گروه های دینفوذ معمولا در معرض انحراف از آرمانها ، رفتارهای عقلانی، قانون پذیری وعدالت خواهی می باشند. هر قدر نهادهای اجتماعی درست عمل کنند و همه چیز قانونمند باشد بی تردید برخی از کنشگران در قبال رفتاری که جامعه از آنها انتظار دارد قصور می کنند. میگویند جامعه مقتدر جامعه ای است که از بطن آن نیروهایی ظهور کند تا چنین کنشگرانی را به رفتارهای عقلایی باز گرداند یا در غیر اینصورت از جامعه ترد کند.تا رفتارهای ناهنجار این جریانات موجب تباهی عمومی و نابودی ارکان وحدت اجتماعی نگردد. این مکانیزم را می توان مکانیزم تجدید قوای اجتماعی نامید.

مکانیزم تجدید قوای اجتماعی در بازتولید فرهنگی وسیاسی جوامع نقش بنیادی ایفا می کنند و در حقیقت رمز تداوم اجتماعی جوامع میباشند. هر ایده ای که بخواهد این مکانیزم را در جوامع مردم سالار آنهم از نوع مردم سالاری دینی مخدوش سازد بطور طبیعی از فرآیند بازتولید سیاسی وفرهنگی جامعه خارج خواهد شد ودر مقام ستیزه جویان قرار خواهند گرفت. این حقیقت دارد که در نظام های مردم سالار رقابت، یک مکانیزم مهم و سالم در جهت تجدید قوای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. اما آیا همه گروه های اجتماعی استعداد و آمادگی این را دارند که در یک مکانیزم قانونمند و سالم به رقابت با گروه های رقیب بپردازند و نتایج این رقابت را گردن نهند؟


ادامه مطلب
[ ٧ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

مولای متقیان حضرت علی علیه السلام در خطبه 32 نهج البلاغه جامعه شناسی دقیقی از زمان، شعور زمانه وپیکربندی های اجتماعی ارائه میدهند که میتواند مبنای بینش و روش فهم جامعه شناسی تاریخی جوامع بشری در همه ادوار قرار گیرد.


ادامه مطلب
[ ٢٤ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

مقدمه‌ای بر شکل‌گیری نفاق جدید

 


ادامه مطلب
[ ٢٤ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

از پیامبر عظیم‌شأن اسلام روایت شده:

اِنّی لا اَتخَوفُ علی اُمتی مومناً و لا مشرکا. امّا المؤمنَ فَیَحجُزُهُ ایمانَه و امّا الکافِر فَیقمعَهُ کفرهُ وَلکن اَتخوف عَلیکم منافِقا عالم اللسان یقول ما تَعرِفون و یعمل ما تنکرون.

من بر امتم از افراد مؤمن و مشرک نمی‌ترسم، چه مؤمن را ایمانش از صدمه به امت باز می‌دارد و کافر را نیز کفرش رسوا و نابود می‌سازد. اما بر شما از آن منافق چرب زبان بیم دارم که به سنت اسلام و مسلمانی سخن می‌گوید ولی در عمل بر ضد اسلام حرکت می‌کند.

 


ادامه مطلب
[ ٥ بهمن ۱۳۸۸ ] [ ٤:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

تاریخ انتظار نمی کشد و دنیا ما را به حال خود نمی گذارد!

پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) می فرماید:

اِنّی لا اَخافُ عَلَیکُم فیما لا تَعلَموُنَ وَ لکِن اُنظُروُا کیفَ تَعمَلوُنَ فیما تَعلَموُنَ

من از آنچه نمی دانید نگرانی ندارم،ولی باید دید آنچه را که می دانید چگونه بکار می بندید.[1]


ادامه مطلب
[ ٢۸ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ٦:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

"جستارهایی پیرامون مبانی پروژۀ فتنه ها و شورش های مخملی در جمهوری اسلامی"


ادامه مطلب
[ ٢۸ شهریور ۱۳۸۸ ] [ ٦:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

« بسترهای شکل گیری نومانکلاتورا( طبقه خواص) در دو دهه اخیر در ایران»


ادامه مطلب
[ ٢٧ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

«تأملاتی پیرامون مفهوم صدور انقلاب در سه دهه گذشته»

 


ادامه مطلب
[ ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]
  • من از رییس وقت سازمان سیا که بدلیل پیروزی انقلاب اسلامی از کار برکنار شد پرسیدم : یعنی شما با این همه آدمی که در دنیا دارید، با این همه تجهیزات فوق پیشرفته، با این همه بودجه ای که صرف می کنید، نتوانستید انقلاب مردم ایران را پیش بینی کنید؟ اودر پاسخ گفت: آنچه در ایران روی داده است یک بی تعریف است، کامپیوتر های ما آن را نمی فهمند.[1]
  •                                                                                         جیمی کارتر

 


2- روزنامه کیهان، 1/7/ 1378 به نقل از استانفیلد ترنر رییس سازمان جاسوسی سیا در دولت جیمی کارتر   

 


ادامه مطلب
[ ۳ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ٦:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

 

بازخوانی نظریه دیکتاتوری منور دوره رضاخانی، در قالب

نظریه انقلاب مخملی جریانات روشنفکری عصر انقلاب

اسلامی، در پرتو اندیشه امام خمینی

  • ما از شرّ رضاخان و محمد رضا خلاص شدیم لکن از شرّ تربیت یافتگان غرب و شرق به این زودی ها نجات نخواهیم یافت. اینان بر پا دارندگان سلطه ابر قدرت ها هستند و سر سپردگانی می باشند که با هیچ منطقی خلع سلاح نمی شوند و هم اکنون با تمام ورشکستگی ها دست از توطئه علیه جمهوری اسلامی و شکستن این سد عظیم الهی برنمی دارند.[2] 

ادامه مطلب
[ ٢ دی ۱۳۸٧ ] [ ٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

 آیا نخبگان سیاسی ایران و ملت ما از تاریخ درس عبرت خواهند گرفت؟


ادامه مطلب
[ ۱ دی ۱۳۸٧ ] [ ٧:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

                                                            ١

مدت هاست که‌ دین‌ و اخلاق‌ را از تلاش‌ برای‌ جبران‌ ناتوانی‌های‌ عقل‌ بشری‌ در حل‌ مشکلات‌ فزایندة‌جوامع‌ انسانی‌، به‌ کناری‌ نهاده‌اند، اما شاید کسی‌ باور نمی‌کرد که‌ در نهایت‌ به‌ سراغ‌ فلسفه‌ نیز بیایند واعلام‌ کنند که‌ مردم‌ سالاری‌ (دموکراسی‌)، عدالت‌، آزادی‌، حقوق‌ بشر و ... دیگر بنایی‌ در فلسفه‌ نداشته‌و «دموکراسی‌» نیازی‌ به‌ پشتوانة‌ فلسفی‌ ندارد.


 

 1- رک : به نوشته های فیلسوفان پراگماتیست امریکایی مانند: جان دیویی و.... واخیراً ریچارد رورتی در اثر زیر: ریچارد رورتی ، اولویت دمدکراسی بر فلسفه ، ترجمه خشایار دیهیمی ، طرح نو ، تهران ، 1382

 


ادامه مطلب
[ ٩ آذر ۱۳۸٧ ] [ ٦:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

بنی اسرائیل : تاریخی پر از شرارت و خشونت طلبی


ادامه مطلب
[ ٤ آذر ۱۳۸٧ ] [ ٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]

شاید در حدود یکصد و پنجاه سال پیش، میرزا ملکم خان ناظم ‌الدوله ـ که بعدها به عنوان پدر جریان منور الفکری (روشنفکری) در تاریخ ایران شهرت یافت ـ تصور نمی‌کرد، از میان سوداهایی که او در سر داشت، بعضی از آنها مانیفست قرائت‌های ابطال‌ناپذیر تجدد و ترقی در ذهنیت شبه روشنفکران ایران معاصر شود 

از میان همه سوداهایی که او در سر داشت، سودای حکومت «دیکتاتوری قانونی» بیش از بقیه، ذهنیت جریان شبه روشنفکری تاریخ یکصد و پنجاه ساله اخیر ایران را شکل داده است. میرزا ملکم خان در آرمان‌های حکومت دیکتاتوری قانونی، به دنبال این بود که از شاه قاجاری و نظام ایلیاتی قاجاریه لویاتانی شبیه دولت «توماس هابز» و نظام مشروطه سلطنتی انگلستان بسازد. این نظام،‌ نظام مقتدری بود که حول محور پادشاه و الیگارشی وابسته به نظام پادشاهی شکل می‌گرفت و از طریق یک یا دو مجلس قانونگذاری، متشکل از عوام، یعنی مردم (مجلس شورا) و خواص، یعنی نخبگان برگزیده طبقات اشراف (مجلس سنا) امور کشور را در دست گرفته و هرج و مرج ناشی از نفوذ خان‌ها،‌ حکام ولایات و ایالات و سایر درباریان را در شکل قانونی تبدیل به نظم سیاسی جدید می‌کرد.
میرزا ملکم خان و هم‌فکران او می‌دانستند شکل‌گیری چنین نظامی نیاز به زمینه‌های اجتماعی و مقبولیت شرعی و قانونی سلسله پادشاهی در ایران دارد و کسب چنین مشروعیت و مقبولیتی از جامعه مذهبی ایران،‌ با توجه به نفوذ علمای شیعه و دیدگاه‌های آنها نسبت به حکومت‌های عصر غیبت، کار بسیار دشواری خواهد بود.


ادامه مطلب
[ ۱ آبان ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ] [ مظفر نامدار ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این پایگاه تحت سیطره گفتمان های رسمی فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی در غرب نیست بنابراین کسانی که جسارت تردید در این گفتمان ها را ندارند نمی توانند با مطالب این پایگاه رابطه ای برقرار نمایند.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed

.

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


موتور جستجو
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
تصاویر

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

آثار